X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1390 @ 12:52 ق.ظ

دستور پخت ته چین!!!

 

 

مامان دم در داد زد:  

(دستور پخت ته چین مرغ رو برات نوشتم،می ذازمش روی میز،حدود ساعت نه شروع کن) 

یه سری از موادشو قبلا آماده گذاشتم،دیگه بقیه اش با خودت! 

میز صبحانه رو جمع می کنم و میرم سراغ دستور پخت ته چین به قلم مامان: 

((مواد لازم:مرغ پخته شده ،تکه شده،ریش ریش( در حد جیگر زلیخا)،گردو ،کشمش،زرشک،زعفران(قایمش کردم عمرا اگه پیداش کنی)،ماست چکیده،(ترش نباشه،شیرین)،تخم مرغ 3 عدد،(فقط زرده،سفید ه اشو نگه داربرای ماسک صورت)،برنج آبکش شده 4-5 پیمانه،پیاز سرخ شده و نمک به مقدار لازم.  

دستور پخت:اول برو دستاتو بشور. وایستاده منو نگاه می کنه،دبرو دیگه.زرده تخم مرغ را با همزن می زنیم تا یک دست شود(دیگه نزنش کبود شد).سپس ماست چکیده را به آن اضافه کرده و با قاشق آرام مخلوطشان می کنیم.زعفران را-که پیداش نکردی-به مواد اضافه می کنیم(غصه نخور شیشه زعفران توی کابینت پنجم،طبقه پایین،آخر،توی جعبه ماست خوری ها.یاد بگیراین جوری چیز قایم می کنن.) 

مرغ های ریش ریش شده را به مدت یک ساعت داخل مقدار کمی از موادی که درست کردیم،می خوابانیم.برای اثر بخشی بهتر مواد بر مرغ ها،موقع خواباندنشان این را زمزمه کنید"گنجیشک لا لا،سنجاب لا لا"(بسه دیگه صدات خوب نیست،شیشه های ویترین ترک بر داشت)برنج را آبکش کرده و می گذاریم آبش برود،به اندازه چهار پیمانه داخل مواد می ریزیم و مخلوط می کنیم(راستی لباسشویی پر شده،جورابای بابات رو هم بنداز توش.توی غذا نه،تو لباس شویی حالا روشن کن)پیاز داغ،کشمش،گردو خرد شده،زرشک کمی و  زعفران را داخل تاوه با روغن تف می دهیم.یه دیگ بردار،کفش روغن مایع بریز.زیر گاز رو. روشن کن.حتما باید بگم؟مخلوط برنج و ماست را به اندازه یک بند انگشت کف دیگ میریزیم و پهن می کنیم(ای خدا!با کفگیر چوبی)  

مرغ های ریش ریش شده را که خوابانده بودیم،آرام بیدار می کنیم  و روی مواد تف داده شده می گذاریم. به اندازه دو بند انگشت از مخلوط برنج و ماست را روی بقیه مواد می پهنایم(فعل جدیده ،اگه راست می گی صرفش کن)ای وای! 

شعله گاز رو کم کن.غذا جزغاله شد. دم کن صورتی گل گلی رو بزار سر دیگ،تا دم بکشه. 

ظهر می بینمت/مامان)) 

نوشته منصوره ادیبی/اصفهان/کارشناس نرم افزار کامپیوتر  

از سری داستانه ای منتشر شده در ماهنامه داستان همشهری.شماره سه .دوره جدید تیر 1390

 

امیدوارم با خوندن این متن همون حسی شادی با لبخند دلنشین به لبتون نشسته باشه که به من داد!.بعداش برید تو فکر و ببینید یه دستور پخت غذا می تونه کلی براتون جذاب باشه.که علاوه بر یاد دادن پخت یه غذا ی خوب .محبت مادرونه، مادرتون رو حس کنید،سیاست ها خاص زنانه رو یاد بگیرید و حس طنز همراه با سختگیرهای مادر رو با تموم جونتون حس کنید .این ها ساده ترین احساسیه که ادم با خونده این متن پیدا می کنه. 

شاید بد نباشه برای تموم نویسنده ها،خواننده ها،خانم ها و اقایون و همه ماها که دنیامون تکراری و پر از روزمرگیه با کمی طنز با کمی دید بهتر زندیگمون رو ساده تر و یکم شیرین تر کنیم.